براي تولدم دوستام يه عالمه پيام برام فرستادند وبهم زنگ زدن دو تاشون هم باهديه اومدن دم در خونه . همين که غير منتظره بود خيلي برام جالب بود .یکی از دوستای مامانم که واقعا به من لطف دارن و نمیدونم چی بگم از خوب بودن این خانوم مهربون که هر سال به من زنگ میزنن وتولدمو بهم تبریک میگن و همیشه به من لطف دارن امسال هم بهم زنگ زدن .
اقوام و آشنا هم برام هديه هاي خوشگل آوردن و منم خيلي ذوق کردم . مامان گلم هم برام يه اتوي مو خريدن خيلي کاربرد داره و خوبه به همه خانومايي که موهاي حالت دار دارن پيشنهاد ميکنم. چون تو زمان کم ميتوني به راحتي مو را صاف کني و حالت بدي و ديگه لازم نيست کلي وقت نوبت آرايشگاه بگيري بعد داخل آرايشگاه بشيني و دختر يا پسرگلتون رو تو خونه بگذارين معطل تا بتونيد يه آرايشگاه بريد. خاله هاي گلم و خواهرشوهر خوبم شهين و مامان بزرگ مهربونم که خيلي دوستشون دارم هم برام هديه هاي خوشگل آوردن و اما هديه آقاي شوهر هم چند تا تراول بود با يه شاخه گل و شکلات خوشمزه.
از هستي گلم بگم واستون قربونش برم هر روز داره بامزه تر وشيرينتر ميشه.
يه کارايي ميکنه که اصلا من انگشت به دهن ميمونم هرکاري که ما انجام ميديم سريع اونم همون کارو تکرار ميکنه .
پريروز هم با باباش تو خونه بوده از صبح تا عصر وقتي رفتم خونه ديدم يه بازي جديد ياد گرفته. باباش ميرفت قايم ميشد يه جا و تا هستي صداش ميکرد بابا بابا اون ميگفت گوگو گوگو اونوقت ميرفت دنبال جهت خيلي جالب بود که براي جهت يابي صدا هر چهار طرفو نگاه ميکرد وبعدش حرکت ميکرد. بامزه ترش اينه که هستي قايم ميشه وبابايي دنبالش ميگرده از همون جايي که باباش پيداش ميکنه ومياد بيرون دوباره ميره همونجا قايم ميشه
ولي اون ديگه مثل باباش گوگو نميگه همينطوري بايد بگرديم تا پيداش کنيم مثلا ميره تو کمد بادستش درو ميگيره ما دستشو ميبينيم پيداش ميکنيم.

ديشب رفته يه روسري سر عروسکش کرده ومرتب سر عروسکو ميذاره روي مهر يعني داره نماز ميخونه . خودش هم که راه ميره و هرجا جانماز ميبينه بازميکنه وشروع ميکنه به نماز خوندن و يه صداهايي از تو گلوش در مياره.
وقتي ميخوام ببرمش حمام از قبلش عروسکا و کتاب حمام و توپ و اينجور چيزا رو ميبرم داخل وانش ميريزم وکلي هم تبليغات راه ميندازم که هستي به به حمام حمام ، خلاصه اون هم دور خونه راه ميره و ميگه امام امام و يه عالمه ذوق ميکنه . به محض اينکه ميريم تو حمام ميخواد دمپائيشو بپوشه .بعد هم آب بازي و همه چيز به خير وخوشي پيش ميره تا زماني که ميخوام سرشو بشورم ، اون موقعه که چشمتون روز بد نبينه يه دعواي مادر دختري راه ميفته که بيا و ببين ( دعواي مادر دختري اينطوريه که مامان سکوت ميکنه دختر داد ميکشه ودختر حرف خودشو به کرسي ميشونه)
وخلاصه به اين صورته که حمام خاتمه پيدا ميکنه ومنم يه نفس راحت ميکشم ولي کلا حمامو دوست داره وبراش ذوق ميکنه .
هرموقع سوار ماشين ميشه بايد سريع نوارو براش روشن کنيم وگرنه گريه ميکنه خيلي آهنگ ورقصو دوست داره فکر کنم اين براي سنش طبيعيه.
از حرف زدنش بگم که ديگه سرمونو برده مرتب تو خونه حرف ميزن با يه تن صداي خاص خودش تند تند ميگه" منو من منو من"وبعدش هم ميگه اوف اوف.
هر شب موقع خواب مراسم مسواک زدن رو براي هستي خانوم اجرا ميکنيم . حالا با چه کيفيتي خدا آگاهه. خودش مسواکو دست ميگيره منو بابايي هم جلوش مسواک ميزنيم و اونم تکرار ميکنه ولي از اول تا آخر فقط يه طرفه دهنشو مسواک ميزنه. منم سخت نميگيرم آروم آروم ياد ميگيره.
اولش حاضر نبود روی صندلی مخصوص کودک بشینه ولی بعد که با هزار کلک نشوندیمش دیگه حاضر نبود بلند بشه
--------------------------------------------------------------------------------------------------
اینجا هم دقیقا همینطور اصلا دوست نداشت سوار تاب بشه ولی بعد که سوار شد به زور پیادش کردیم.